روز جهانی زن

نگارش شده در تاريخ : دوشنبه, اسفند ۱۷, ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۲:۰۷
ارسال شده در قسمت : تاریخ, جامعه, سیاست, فرهنگ

امروز روز جهانی زن بود ، مطلبی نوشته بودم در این مورد ولی امروز که گوگل ریدر رو چک میکردم بر به مطلبی خوردم که کلاً دیدم بی خیال نوشته های خودم بشم ، همین یک عکس وضعیت زن در جامعه امروز ایران رو به خوبی نشون میده .

قضیه از این قراره که توی دفتر روزنامه اعتماد ( توقیف شد چند روز پیش ) ، یک دیوار هست که اسم و عکس دوستان روزنامه نگار دبندشون رو میزنن و یک دیوار مخصوص اینکه بعد از ازادی عکس دوستان رو میزنند اونجا . نوشین جعفری ، یکی از همکاران در بند که جدیداً آزاد شده ، راست راست رفته دفتر اعتماد و عکس خودشو از دیوار زندانی ها به دیوار آزاد شده ها منتقل کرده.


 

این یعنی روحیه و این همان ریشه ای که این خواستن در وجود ما زده .

روز هشتم مارس ، روز جهانی زن ، بر تمام بانوان سرزمینم مبارک .

 

 

* چند روز پیش از وبلاگی دیدن کردم که برام خیلی لذت بخش بود ، وبلاگ آقای روشن . لذت بردم ، توصیه میکنم ببینید آدرسش توی لینکهام هست.

 

باقی بقایتان

سیب نگاه !

نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه, اسفند ۱۳, ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۱:۳۶
ارسال شده در قسمت : ادب, جامعه, حال خودم, فرهنگ

http://salttraders.typepad.com/photos/uncategorized/2007/04/06/green_apple.jpg

 

بعد از آن سیب من آدم شده ام ، می دانی ؟!

با خیالات تو همدم شده ام ، می دانی؟

 

تشنه ی خاطره انگیز ترین بارانم

تشنه ی اشک چو شبنم شده ام ، می دانی؟

 

ای سحر ، پشت شب پنجره هامان گل کن !

بی تو مثل شب عالم شده ام ، میدانی؟!

 

بی تو از هرچه بهار است ، دلم می گیرد

بی تو عطر گل مریم شده ام ، می دانی؟!

 

بازهم سیب نگاهی به تعارف بنشین

به خدا باز من آدم شده ام ، می دانی؟

جلیل آهنگر نژاد

 

* چند روز پیش استاد اهنگر نژاد ازم خواست براش یه چیزی طراحی کنم ، این شعر رو به عنوان جایزه دریافت کردم !

باقی بقایتان

 

تولدت مبارک ای رفیق

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, اسفند ۱۱, ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۲:۱۵
ارسال شده در قسمت : تاریخ, جامعه, سیاست

هزاران درود تقدیم به تو که معنای صداقت در کنار سیاست و شجاعت را به من فهماندی .

http://armannevesht.com/files/2010/03/mir.jpg

 

رپ فارس ، تهی از دغدغه های اجتماعی ایران

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, اسفند ۴, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۷:۳۶
ارسال شده در قسمت : تاریخ, جامعه, عمومی, فرهنگ, هنر

 

http://armannevesht.com/files/2010/02/rap.jpg

سبک رپ در موسیقی جهانی ، تاریخچه چندان زیادی ندارد اما با گذشت مدت زمان اندکی از پیدایش آن توانست به لایه های مختلف اجتماع راه پیدا کند ، هرچند که هنوز هم عده ی زیادی هستند که این سبک را نمی ژسندند و در همین صدا و سیمای خودمان هم ان را نماد شیطان پرستی معرفی کردند !
با چشم پوشی از برخی آهنگها و زیر سبکهای این موسیقی ( که از کلمات و الفاظ رکیک برای بیان هدفشان استفاده می کنند ) این سبک موسیقی دارای ظرفیتهای زیادی برای گنجاندن درون مایه های اجتماعی در خود است ، چرا که در سرزمینهایی که مهد سبک رپ ( یا همان هیپ هاپ – Hip Hop  ) هستند در نخستین سالهای آغازین خود ، طرافداران و خوانندگان متعددی از طبقات پایین جامعه پیدا کرد و لذا با بهره گرفتن از تجارب واقعی افراد به بیان حرفهای پرداخت که شاید کمتر در موسیقی ها و ترانه ها ( که عموماى برای بیان چیزهایی غیر از دغدغه های اجتماعی و خصوصاً لایه های زیرین جامعه بودند ) استفاده می شدند .
اما گذشته از بعد جهانی آن ، در چند سال گذشته شاهد رواج این سبک در ایران بودیم ، انواع و اقسام رپرهای از گوشه و کنار کشور سر بلند کردند ، که شاید عمده دلیل ان عدم نیاز به دانش موسیقی کلاسیک بود ، به طوری که اخیراً کسانی که می توانستند چند جمله را به صورت مرصع و با قافیه کنار هم بچینند وارد دنیای موسیقی شدند .
در این میان برخی توانستند از دیگران پیشی بگیرند و مقبولیتی در میان نسل عمدتاً جوان ایران پیدا کنند . از جمله کسانی همچون هیچکس ، یاس ، پیشرو ، شاهین نجفی و … که عمده کارهایشان در سبک اجتماعی است و نیز رپرهایی همچون ساسی مانکن ، تهی ، رضایا ، تتلو ، زد بازی ، TM Bax و … هم از جمله افراد و گرههایی هستند که طرفداران مخصوص خود را دارند.
اما فکر نمی کنم بتوان برای سکوت این گروه به قول خودشان “هنرمند” در خصوص ” ایران پس از انتخابات ” دلیل موجهی پیدا کرد . در میان افراد تنها شاهین نجفی بود که موضع گیریهایی ( خصوصا در قضیه مجید توکلی ) کرد و اخیراً ترانه هایی ساخت که توصیه میکنم همراه با آهنگهای قدیمی ایشان گوش کنید .
اما کجایند آقایانی که داعیه ” پدر خوانده رپ فارس ” داشتند؟ آقای سروش لشکری ، یا همان هیچکس خودمان ، ثابت کردی که واقعاً هیچ کس نیستی .
آقای رضا پیشرو که ادعا میکنی در ” اوج ” قرار داری ، چه خبر از ” اوج ” ؟ آیا از احوال سرزمینت خبریت هست؟
آقای یاس ، شما که ترانه های رپ اجتماعی برایت اسمی دست و پا کرد ، آیا قتل عام فرزندان ملتت را نمیبینی؟ یا میبینی و ساکتی؟هان؟
ساسی جان ، هنوز به  ” نیناش ناش ” مشغولی؟ مشغول باش که هرکسی را بهر کاری ساخته اند !
حسین تهی ، تو چطور؟ تو که هنوز چند وقت بیشتر نیست از ایران رفته ای ، آیا آنقدر درگیر ” خانوم خوشگله ” شده ای که ایرانت را فراموش کرده ای؟
تتلو ، تو که برای میرحسین موسوی ترانه و ساختی و ” ایران سبز ” را فریاد زدی ؟ اکنون چرا صدایت در نمی آید که سبزی ایرانت را با خون جوانانش سرخ کردند؟
آری ، کسانی که ادعای رپر بودن دارید و هنوز از درد اجتماع خویش غافلید ، رپ را به چشم یک منبع درآمد نبینید ، رپ فریاد نسل زیرین جامعه است ، چرا این فریاد را از شما نمی شنویم؟ من به عنوان یک دانشجو و یمک نویسنده ، وظیفه دارم با قلمم و علمم به جنگ تاریکی بروم و تویی که می خوانی ، وظیفه داری صدایت را در اختیار جامعه ات قرار دهی تا با صدای تو فریاد برآورد.
اکنون لابد فهمیده ای تفاوت تو با استاد شجریان و ” زبان آتش ” ش و یا استاد ناظری و ” خس و خاشاک ” ش در چیست .

 

باقی بقایتان

بوی جوی مولیان

نگارش شده در تاريخ : سه شنبه, بهمن ۲۷, ۱۳۸۸ و ساعت : ۲۲:۲۴

سلام.
چند روزی که گذشت به دلیل تعطیلیهای پشت سرهم تبدیل به موقعیتی شد برای گشت و گذار و این هوای بهاری هم که شدیداً ما را به هوس انداخت !
به همراه خانواده چند روزی مهمان اقوام در شهرستانهای پاوه و جوانرود و دو روستای زیبا شدیم . سفری که بعد از مدتها برای من خاطره ای خوب برجا گذاشت ، البته نه به صورتی که اتفاق بخصوصی افتاده باشد بلکه از چیزاهایی لذت بردم که واقعا شاید تا حالا اینقدر بهشان توجه نکرده بودم. صفای کوهستان ، ابر و باد و خورشید ، هوای لطیف ، کوه و سبزه و رود ، خلاصه بگم که بوی جوی مولیان مدهوشم کرد.
مناطقی که رفتیم و روستاهایی که سر زدیم و گذشته از آن پای حرف قدیمیها که نشستیم و شنیدن از خاطرات سالهای دور که برف تا کمر بود و حکایتهای شنیدی از شبهای زمستان ، بازی کردن با بره های دو روزه و کلاً تعویض حالات روحی ، رونقی به سفر داده بود که بی شک هیچ وقت فراموش نمیکنم .
اگر شما هم امکان رفتن به چنین سفرهایی دارید و دوستی و یا آشنایی در چنین مناطقی دارید ، اکیداً توصیه میکنم به چنین مسافرتهایی برید ، البته با چشمی باز و دلی آماده ی لذت بردن . همین دور بودن از دنیای پر تنش شهری خودش یک عالم ارزش دارد.
چندتا از عکسهای مسافرت را میزارم اینجا تا دلتان بسوزد !

http://armannevesht.com/files/2010/02/kooh1.jpg

http://armannevesht.com/files/2010/02/jade.jpg

http://armannevesht.com/files/2010/02/goospand.jpg

http://armannevesht.com/files/2010/02/gav.jpg

باقی بقایتان