Archive for the ‘سیاست’ Category

هفته دولت گرامی باد

جمعه, شهریور ۵, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۴ ۸ Comments

  اگرچه کاخ ریاست جمهوری نداری اما جلسات هیئت دولتت در قلب تک تک ما برگزار میشود.   ارسال به :

ارسال به :
  •  Twitter
  •  Balatarin
  •  cloob 100゚
  •  Facebook
  •  del.icio.us
  •  Donbaleh
  • Digg
  •  Technorati
  •  Tumblr
ارسال شده در قسمت : تاریخ, جامعه, سیاست, فرهنگ Tags: , ,

تکرار تاریخ

یکشنبه, تیر ۲۷, ۱۳۸۹ ۹:۵۲ ۶ Comments

پیش از رسیدن به پایان مطلب، حدس بزنید که تاریخ این نوشته به کی برمی‌گردد: « در ایران تنها کسانی حقّ آزادی بیان و قلم دارند که مورد اعتماد کامل دولت باشند و همه‌ی این مواهب اهداشده را چشم‌بسته در اختیار قدرت حاکمه بگذارند. این امر نه تنها در مورد نویسندگان و شعرا بلکه در [...]

ارسال به :
  •  Twitter
  •  Balatarin
  •  cloob 100゚
  •  Facebook
  •  del.icio.us
  •  Donbaleh
  • Digg
  •  Technorati
  •  Tumblr
ارسال شده در قسمت : تاریخ, جامعه, سیاست

روز جهانی زن

دوشنبه, اسفند ۱۷, ۱۳۸۸ ۲۲:۰۷ ۷ Comments

امروز روز جهانی زن بود ، مطلبی نوشته بودم در این مورد ولی امروز که گوگل ریدر رو چک میکردم بر به مطلبی خوردم که کلاً دیدم بی خیال نوشته های خودم بشم ، همین یک عکس وضعیت زن در جامعه امروز ایران رو به خوبی نشون میده . قضیه از این قراره که توی [...]

ارسال به :
  •  Twitter
  •  Balatarin
  •  cloob 100゚
  •  Facebook
  •  del.icio.us
  •  Donbaleh
  • Digg
  •  Technorati
  •  Tumblr
ارسال شده در قسمت : تاریخ, جامعه, سیاست, فرهنگ Tags: , , ,

الهی نامه !

چهارشنبه, بهمن ۲۱, ۱۳۸۸ ۲۲:۵۲ ۱۱ Comments

پیش نوشت: ظاهرا ” اخ تف ” شعر قبلی به مذاق برخی از دوستان خوش نیامده ! بابا جان طنزه دیگه ! سخت نگیرید! خـداونـدا بــه حـق اشــک دیـده        به گل هایی کـه از هر شاخه(*) چیده رهـایـیـمان بـده از شـر آن کـس         کــه بر این بوم و بر جـانـانـه ری… ! (*) در بعضی نسخ به جای کلمه “شاخه” کلمه [...]

ارسال به :
  •  Twitter
  •  Balatarin
  •  cloob 100゚
  •  Facebook
  •  del.icio.us
  •  Donbaleh
  • Digg
  •  Technorati
  •  Tumblr
ارسال شده در قسمت : ادب, جامعه, سیاست, عمومی, هنر

ملا نصرالدین و خوشه بندی !

یکشنبه, بهمن ۱۱, ۱۳۸۸ ۱۹:۴۸ ۱۲ Comments

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند [...]

ارسال به :
  •  Twitter
  •  Balatarin
  •  cloob 100゚
  •  Facebook
  •  del.icio.us
  •  Donbaleh
  • Digg
  •  Technorati
  •  Tumblr
ارسال شده در قسمت : جامعه, حال خودم, سیاست, وبلاگستان Tags: