ملا نصرالدین و خوشه بندی !

یکشنبه, بهمن ۱۱, ۱۳۸۸ ۱۹:۴۸
ارسال شده در قسمت : جامعه, حال خودم, سیاست, وبلاگستان

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانى از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام.

شرح حکایت ۱ (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)

ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی ترکیبی بازاریابی، قیمت کم‌تر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یک طرف هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌کند که به او پول بدهند .«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»

شرح حکایت ۲ (دیدگاه سیستمی اجتماعی)

ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است. «اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »

شرح حکایت ۳ (دیدگاه حکومت ماکیاولی)

ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های  مردم داشته است. او به خوبی می دانسته هنگامی که از دو سکه طلا و نقره مردم ، شما نقره را بر می دارید آنها احساس میکنند که طلا را به آنها بخشیده اید! و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه طلا هم از اول مال خودشان بوده است .و این زمان به اندازه آگاهی و درک مردم میتواند کوتاه شود. هرچه مردم نا آگاهتر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانیتر خواهد بود. در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است. «اگر بتوانی ضعفهای مردم را بفهمی میتوانی سر آنها کلاه بگذاری ! و آنها هم مدتی لذت خواهند برد!. »

این هم نتیجه گیری امروزی البته به شیوه بدبینانه: شما به تعدادی از مردم ۲۰هزار تومان بابت خوشه بندی! یا هر چیز دیگر بده (حداکثر معادل ۴ میلیارد دلار) ، آنوقت میتوانی برای مدتی ۴۰۰ میلیارد دلار درامد نفت را هر جور  خواستی خرج کنی!! البته مدت آن به میزان ناآگاهی مردم بستگی دارد!

http://rahekargar.files.wordpress.com/2009/12/yaraneh.jpg

 

*معذرت بابت این همه آه و ناله که تازگیها در نوشته هایم پیدا میشود ، باور بفرمایید به جان عزیزتان بنده اصلاً اهل این ادا اطوارها نیستم ولی بعضی وقتها که این شیطان بی معرفت میرود توی جلدم ، کلاً همه چیز را قاطی میکنم و شروع میکنم به دری وری گفتن !

* ترم خوبی بود ، خدا بخواهد تا دو ترم دیگه تمامه !


باقی بقایتان



ارسال به :
  •  Twitter
  •  Balatarin
  •  cloob 100゚
  •  Facebook
  •  del.icio.us
  •  Donbaleh
  • Digg
  •  Technorati
  •  Tumblr
كلمات كليدي :

۱۲ ديدگاه براي “ملا نصرالدین و خوشه بندی !”

  1. siamak farid گفته است :

    بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۸:۴۵ ب.ظ

    سلام

    ا مار را از کجا ه ا وردی … (حداکثر معادل ۴ میلیارد دلار) ، آنوقت میتوانی برای مدتی ۴۰۰

    [پاسخ]

    آرمان میرزایی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ ۹:۲۶ ب.ظ:

    یک ضرب و تقسیم ساده ! :
    هر نفر بیست دلار در ماه ، هفتاد میلیون ایرانی و کمی اینور اونور ! (@)

    [پاسخ]

  2. mehdi گفته است :

    بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۴ ب.ظ

    mersy. jaleb va amozande bood. :V:

    [پاسخ]

  3. غزل میس گفته است :

    بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۰ ب.ظ

    اقا جون مگه بده همه رو انداختن تو یه خوشه که اتحادمون بیشتر شه

    [پاسخ]

    آرمان میرزایی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ ۹:۲۷ ب.ظ:

    ما که نگفتیم بده !

    [پاسخ]

  4. radon گفته است :

    بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۳ ب.ظ

    خیلی جالب بود :*I :*& amp;

    [پاسخ]

  5. m0n4 گفته است :

    بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۷ ق.ظ

    از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود آنها نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند …

    [پاسخ]

  6. صدف گفته است :

    بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

    ممنون از نظرتون
    خیلی آپ جالبی بود . طبق معمول واقعا گل کاشتی .
    منم آپم

    [پاسخ]

  7. مریم گفته است :

    بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

    سلام آقای میرزایی
    ایشالا که حالتون بهتر شده اتفاقا خیلی هم بیادتون بودم بهتونم سر میزدم ولی وقت نداشتم کامنت برازم اجازه بدید تولدتونو با تاخیر تبریک بگم :}@ درباره سایتم هنوز راه نیافتادم وقت کنم روش کار میکنم
    امتحانات شما چطور بود تمام شد دیگه؟ کی شیرینی فارق التحصیلی میدید؟

    [پاسخ]

  8. ارام گفته است :

    بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۹:۳۲ ق.ظ

    یه جورایی میشه همون گداپروری به صورت کاملا”مدرن همراه با سر کار گذاشتن! )-(

    [پاسخ]

  9. پرناز گفته است :

    بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۶ ق.ظ

    ما دیگه عادت کردیم.نمیدونم این ایده های ناب رو از کجا میارن؟؟؟[نیشخند]
    به روزم….

    [پاسخ]

  10. دختر زمستان گفته است :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۸ ب.ظ

    پس بلاگ من کو؟ :(
    تااطلاع ثانوی تحریمت میکنم!!! راستی از کاوه چه خبر؟ نگرانشم. خیلی

    [پاسخ]

پاسخ به نوشته

~& }{: }{ {(}) _+( ^*( @! ?= ?!@ =O= =)) ;)) ;) :~ :}@ :}* :} :{{{ :{+ :x :s :p :_ :^T :^ :V: :T: :P* :L:( :D :CX :@# :? ::{ ::) :+= :+ :*I :*& :* :)) :)()) :)()() :)# :(× :(}( :&^ :& :% :## :# -O- += +(* +$ *( )-( )(( (؟) (_) (T) (O) (@) ()* %^ #% !@+
به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. برای تایپ انگلیسی Ctrl+g را فشار دهید.