آخر ِ کتاب !

چهارشنبه, تیر ۹, ۱۳۸۹ ۹:۰۸
ارسال شده در قسمت : ادب, جامعه, حال خودم, فرهنگ

به نظرم آخر کتاب ها همیشه متفاوت از اول آنهاست، چرا که در برخی از کتابها نویسنده در آخر ماجرا تازه موتورش گرم شده و نوشتنش روان. آخر ِ ماجرا را بهتر از اول ِ آن جمع بندی می کند. اما در برخی کتابهای دیگر نویسنده اخر ِ کتاب قرار است کتاب را تمام کند. چگونه اش هم خیلی مهم نیست. هول بودن و سرسری نوشتن را هم می شود در آن یافت.

البته بماند که خواننده هم آخر ِ کتاب را با همان حس ِ اول کتاب نمی خواند. در برخی کتاب ها دوست نداری به آخرش برسی، برخی ها را برای تمام شدنشان باید لحظه شماری کرد.

بی شک لزوما آخرِ کتاب، آخر ِ یک داستان نیست.


پی نوشت: از سری مکاشفات ِ آدمی که کتابهای نخوانده اش انبوه است و لازم است یکی تمام نشده به سراغ دیگری  رود!




ارسال به :
  •  Twitter
  •  Balatarin
  •  cloob 100゚
  •  Facebook
  •  del.icio.us
  •  Donbaleh
  • Digg
  •  Technorati
  •  Tumblr

۶ ديدگاه براي “آخر ِ کتاب !”

  1. aram گفته است :

    تیر ۹م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳ ق.ظ

    bara ye bar ham shode inja aval shodam
    ;) bazi laze ha ham hast ke doost nadri begzare!

    [پاسخ]

  2. دختر زمستان گفته است :

    تیر ۹م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۳ ق.ظ

    بوگو.. بوگو…. چه مگه نوشتم تو فیسبوکم؟؟؟؟؟ ها؟ ها؟ ها؟ ها؟

    [پاسخ]

  3. حاج یزدان کمونیست..! گفته است :

    تیر ۹م, ۱۳۸۹ در ۲:۴۹ ب.ظ

    تبریک تبریک —-
    تو برگشتی دوباره

    …عجب خوب کاری کردی…منو دادی خجالت…بازم چوبکاری کردی… :~
    آخ بازم چوبکاری کردی

    [پاسخ]

  4. غزل گفته است :

    تیر ۹م, ۱۳۸۹ در ۹:۵۱ ب.ظ

    همیشه دلم میخواد یه کتابی بنویسم بعد چند صفحه اخرشو خالی بذارم بنویسم پایان برعهده ی خواننده است =))

    [پاسخ]

  5. سینا گفته است :

    تیر ۱۱م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۳ ق.ظ

    سلام مرد ثانیه های سخت!
    خوبی پهلوان تبریک میگم هرچند متوجه نشدم امتحانها تمام شده یا پاس شد؟ یه نکته هم برام سوال بود تو معرفی اون بالای صفحه سمت چپ یکم پایین تر! دانشجوی سال …..؟!؟!؟! ;)

    بحث کتاب شد یسری کتاب توپ گیر آوردم اینجا برگردم شاید دادم بهت! اوقات faraghatet رو بسپار به ما! جالبه کتابای کرمانشاهی اینجا بیشتر از کرمانشاه پیدا میشه ولی خداییش دوتا کتابفروشی حسابی نداره
    فعلا! خدانگهدارت باشه :& amp;

    [پاسخ]

  6. بهناز گفته است :

    تیر ۱۳م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۶ ب.ظ

    سلام
    چه وبلاگ خوبی دارین…من وقتی کتابای عباس معروفی رو می خونم تشنه میشم که یه بار دیگه هم بخونمشون…شاید به خاطر اینه که سبکش یعنی جریان سیال ذهن معماگونه شروع می شود و تازه آخرش می فهمی تا حالا چی خوندی…کتابای زویا پیرزادم خیلی دوست دارم و وقتی وسطای کتابم آرزو می کنم که ای کاش صفحات این کتاب بی پایان بود و می شد برای همیشه در میان خطوط آن شناور بمانم.

    [پاسخ]

پاسخ به نوشته

~& }{: }{ {(}) _+( ^*( @! ?= ?!@ =O= =)) ;)) ;) :~ :}@ :}* :} :{{{ :{+ :x :s :p :_ :^T :^ :V: :T: :P* :L:( :D :CX :@# :? ::{ ::) :+= :+ :*I :*& :* :)) :)()) :)()() :)# :(× :(}( :&^ :& :% :## :# -O- += +(* +$ *( )-( )(( (؟) (_) (T) (O) (@) ()* %^ #% !@+
به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. برای تایپ انگلیسی Ctrl+g را فشار دهید.